آمریکا فتح شد…

سپتامبر 24, 2008

آقا ما بالاخره رسیدیم آمریکا…

نمیدونید چه حال و هوایی داشت…همه چیز کربلایی بود…اصلا من فکر کردم اشتباهی اومدیم کربلا…آخ که چه حالی داشتم…مردم همیشه در صحنه آمریکا اومده بودن استقبال ما…انگار آوازه انقلاب شکوهمند ما به اونجا هم رسیده بود…همه داشتن بر ضد آمریکا شعار میدادن…من میشنیدم که میگفتن استاپ استاپ…منظورشون این بود که من آمریکا بمونم و دیگه برنگردم…اما به نظر من خدمت به مردم جای خاصی نمیخواد…چه توی ایران و چه توی آمریکا…از بس مردم زیاد بودن تکون نمیتونستم بخورم…بعد از تشکر از اون ها با هر بدبختی که بود خودمو رسوندم به مقر سازمان ممل ببخشید ملل…

تا رسیدم اونجا چی دیدم…اشک شوق توی چشمام جمع شده بود…یعنی من این قدر هوادار داشتمو نمیدونستم؟ تا چشم کار میکرد مردم بودن که اومده بودن استقبال من…بزرگ و کوچک پیر و جوون زن و مرد…همه عکس منو تکون میدادن…البته درست نمیفهمیدم چی میگن ولی معلوم بود که دارن از من تعریف میکنن…باز هم با هر بدبختی که بود خودمو کشیدم توی ساختمان…

اونجا هم همه منتظر من بودن…همه از دیدن من خیلی خوشحال بودن چون منو به هم نشون میدادن و میخندیدن…بعد از این که از همه اون ها هم تشکر کردم رفتم برای نشست با سران دیگر کشورها…

همین طور که نشسته بودم چشمم افتاد به نخست وزیر اسرائیل غاصب…بلند شدمو محکم زدم تو گوشش…یارو هنوز نفهمیده بود از کجا خورده که یه لگد زدم بهش که البته فکر کنم خورد تو جایی که نباید میخورد و طرف بیهوش شد…آقا همه اومدن منو گرفتن و گفتن چی شده چرا این طوری میکنی؟ من هم بهشون گفتم که این مقدمه ی پاک کردن اسرائیل از روی نقشه بود…اون ها هم مانند همیشه من رو تایید کردن ولی گفتن فعلا فضا خوب نیست بعدا که خوب شد خودمون هم میایم کمکت و با پاک کن و غلط گیر می افتیم به جون اسرائیل و پاکش میکنیم و اسم کشورو میذاریم محمود…من هم دیدن پیشنهاد خوبیه به همین خاطر بیخیال شدم و نشستم…

چند ساعت بعد که من سخنرانی میکردم چون خیلی حرف های تخصصی میزدم و اون ها همشون بی سواد بودن یکی یکی خوابشون میبرد…من هم تا همشون خواب بودن وسایلشونو گشتم و اتفاقا به مدارک فوق سری هم دست پیدا کردم که در بازگشت از آمریکا باید به امام زمان هم نشونشون بدم تا با مهدی جون با دعای رهبری و کمک بسیجی های دلاور زودتر پوز آمریکا رو به خاک بمالیم…

فعلا چون نوشابه های این ها خواب آوره من خیلی خوابم میادو باید برم بخوابم

در روزهای شصت و دوم تا هفتادم به خاطر اینکه خیلی به مردم ایران و جهان به ویژه مسلمانان حماس و حزب الله خدمت کرده بودیم به استراحت پرداختیم

روز هفتاد و یکم رفتم مجلس ببینم چه خبره … درو باز کردم دیدم هیچکس اونجا نیست…زنگ زدم از علی(لاریجانی)پرسیدم کجایین شما؟؟ گفت برو بابا ما الان رفتیم استراحت تابستانی…من هم برگشتم خونه باز هم استراحت کردم…

روز هفتاد و دوم رفتم بیت رهبری…اونجا هم همه داشتن استراحت میکردن…رهبر هم خواب بود…من هم مزاحم نشدم و برگشتم خونه و استراحت کردم…

صبح روز هفتاد و سوم که از خواب بیدار شدم یه چیز نورانی دیدم…اول فکر کردم که دکل برقه!! اما یک دفعه دیدم شروع کرد به حرف زدن!!! نگو مهدی جون (امام زمان دیگه) بود…گفتم مهدی تو کجا اینجا کجا؟گفت دیگه خسته شدم از بس زیر زمین زندگی کردم…میخوام بیام دیگه…گفتم چی داری میگی مهدی؟ آخه اگر الان بیای که عوامل استکبار تو رو میکشن یعنی به شهادت میرسونن…تو باید یه کم دیگه صبر کنی که من همه دنیا رو اسلامی و شیعه کنم بعد بیای…گفت آخه محمود جونم من دیگه خسته شدم…جون تو یه کاری بکن من زودتر بیام…بهش گفتم باشه…تو چند ماه دیگه هم صبر کن بعد بیا…فقط هر وقتی که خواستی بیای باید بری تو چاه جمکران بعد شب بری به خواب رهبر بگی من ابنجا گیر افتادم بیاین منو از تو چاه بیارین بیرون…این طوری میایم میاریمت بیرون…اوکی؟؟ گفت باشه و رفت…

ابن طوری شد که ما از اون روز تا حالا سخت مشغول کاریم تا شرایط ظهور آقا رو فراهم کنیم…پس دیگه نگید اینا دارن چه غلطی میکنن…

قصه ی ما به سر رسید ولی کلاغه هنوز توی ترافیکه و به خونش نرسید

باز هم هاله آمد…

سپتامبر 18, 2008

روزنامه اعتمادملی ارگان رسمی حزب اعتمادملی در ستون شنیده‌های روز چهارشنبه ادعا کرد:

شنیده شده كه‌ علی كردان در دیدار نمایندگان آذربایجان شرقی درباره ماجرای روز رای اعتماد خود گفت: در آن روز مجلس پر از نور شده بود و من نور خدا را در فضای مجلس كاملا‌ مشاهده می‌كردم!

وی افزوده است: در این ماجرا از بی‌بی (اشاره به حضرت فاطمه (س) )كمك گرفتم و وی در جریان رای‌گیری همراه من بود.

كردان ادامه داده است: حتی اگر رای نمی‌آوردم آن روز بهترین روز زندگیم بوده و آن خاطره را هیچگاه فراموش نخواهم كرد

منبع: شهاب نیوز

————————————————————————————————–

پس از خواندن این خبر چند نکته به ذهنم رسید که بد نیست اون هارو بنویسم:

1. آقای کردان مانند همه ی مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هرگز به دنبال جاه و مقام نبوده و نخواهد بود و تنها قصد آقایان خدمت خالصانه به ملت شریف ایران بوده هست و خواهد بود و به همین خاطر اگر رای نمی آوردند باز هم ناراحت نمیشدند(اینجا نشد یه جای دیگه!!)

2. در این روز امام زمان با یک پروژکتور قوی در مجلس شخصا نور پردازی میکرد(لازم به ذکر است که در پایان نیز با انجام ویژه نور پردازی امام زمان با نمایندگان و آقای کردان به انجام حرکات موزون پرداختند که به دلایلی که به شما ربطی ندارد از رسانه های جمعی و تفریقی خبر آن پخش نشد!!)

3. همان طور که همه میدانند شایعه هایی که از طرف استکبار جهانی مبنی بر بی سواد بودن آقای کردان به گوش میرسید همه به لطف باری تعالی تکذیب شد و مشخص شد که ایشان 9 مدرک دکتری واقعی از دانشگاه های بسیار معتبر جهان را دیده اند(ببخشید دارند!!)پس از این به بعد نگویید که کردان دیپلم هم ندارد!!!

4. در مورد «نور خدا» یادآوری این نکته ی اساسی لازم است که نور خدا به گفته ی شاهدان عینی ترکیبی از نور آبی و سفید و یک رنگ دیگر بود که هنوز کشف نشده است

5. برخی از نمایندگان گزارش کرده بودند که یک خانم همراه آقای کردان بوده و به او کمک میکرده که با این حساب معلوم شد که بی بی بوده است

در روز پنجم جهانیان را با پدیده ای ویژه رو به رو کردیم…شما حدس بزنید آن پدیده چه بود؟ (قرار شد حدس بزنی)

بله…درسته…خودشه…هاله…هاله ی نور…من(رئیس جمهور محجوب و محبوب) داشتم زرت و پرت (ببخشید سخنرانی) میکردم که یهو یک هاله اومد روی من!!!میخندی؟!نخند…مگه من شوخی دارم با تو؟ هاله خودش اومد من که بهش نگفتم بیا…اصلا به من چه؟خلاصه اون روز فهمیدم خدا با من دوست شده…از اون روز به بعد هر روز یا من میرم خونه خدا یا اون میاد خونه من!

در روز ششم توانستیم با دعای خیر رهبر مسلیمن زمین و آسمان 1294 کیلومتر راه هوایی 2193 کیلومتر راه ریلی و 8273 کیلومتر راه دریایی در تهران بسازیم و به این تزتیب مشکل ترافیک تهران را به طور 100% حل کنیم…این پیروزی ارزشمند رو به حضرت ولی عصر(عج) تبریک و تسلیت میگوییم

در روز هفتم توانستیم چند صد تن از اراذل و اوباش که ادعای دانشجویی و دانشمندی و دکتری و مهندسی میکردند را به صورت مخفیانه در زندان اعدام کنیم که جای بسی تقدیر و تشکر از مسئولین امر است…به امید اینکه در روزهای آینده بتوانیم شمار بیشتری از این افراد را بکشیم

روزهای هشتم تا بیستم بهترین روزها برای هر ایرانی و افغانی بود…با درایت پروفسور احمدی نژاد و با همکاری نزدیک آیت الله هاشمی و رهبر ملت و دیگر علما توانستیم در یک عملیات ضربتی نرخ تورم برخی از کالاهای مورد نیاز مردم را به 100% و حتی بیشتر رسانیده و از نظر تورم به خود کفایی کامل و حتی بیش از حد برسیم که نقطه عطفی در بدبختی ملت فقیر و همیشه در صحنه ایران بود…

از روز بیستم تا روز پنجاهم به خاطر اینکه مسئولین خیلی زحمت کشیده بودند تعطیل شد و در نتیجه کاری نتوانستیم بکنیم

از روز پنجاهم تا شصتم سرگرم ساخت8374593403 پالایشگاه مدرن بودیم که با تلاش دکتر احمدی نژاد الان همه آنها دارند درست کارشان را میکنند و ما نه تنها به بنزین بیگانگان نیازی نداریم بلکه آنها به پای ما افتاده اند که به آنها بنزین بدهیم…اما ما این کار را نمیکنیم تا آنها …شان … شود و به … خوری بیفتند

روز شصت و یکم استکبار جهانی میخواست طی یک نقشه شوم رئیس جمهور محبوب ما را بدزدد که با دخالت مستقیم امام زمان پوز آنها را زدیم و آنها رئیس جمهور را با یک میمون اشتباه گرفتند و به جای رئیس جمهور محبوب ما آن میمون را دزدیدند و هنوز هم به حول و قوه الهی این را نفهمیده اند

ادامه دارد…

به نام خداوند بخشنده مهربان

با صلوات بر محمد و آل محمد و دعای خیر برای ولی امر همه مسلمین جهان به ویژه مسلمانان حماس و حزب الله و انگولا

در نخستین روز تابستان برق ما به مدت 23 ساعت  و نیم بدون خداحافظی با من سرش را مانند (بلا نسبت رئیس جمهور محبوب) خر پایین انداخت و رفت…این که از روز اول که کاری نتونستیم بکنیم

روز دوم با همت و درایت رئیس جمهور مردمی ما با راه اندازی 49 نیروگاه برق هسته ای بدون کمک استکبار جهانی و با دانش بومی و با کمک مستقیم امام زمان به دانشمندان ما کمبود برق در سراسر ایران حل شد و ما به لطف انقلاب توانستیم علاوه بر اسلام و انقلاب اسلامی برقمان را هم به همه جهان از جمله آمریکای جهانخوار صادر کنیم.

ما با اقتدار در همین جا اعلام میکنیم که حتی نیم ثانیه هم با کمبود برق مواجه نشده و نخواهیم شد و کسانی که برقشان میرود بدانند که چون خمس و زکاتشان را به ما ندادند تا ما به فقیران بدهیم عذاب خدا بر آنها نازل شده و تقصیر ما نیست…دیگر در این باره حرف نزنید که حرفتان بیهوده است…مشکل از شماست از ما نیست…

در روز سوم ما توانستیم به حول و  قوه الهی بنزین همه کشور را بدون وابستگی به دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمین و ولی فقیه تامین کنیم و از این نظر آحاد ملت شریف و همیشه در صحنه ایران را از هر نظر شاد کنیم و همینجا اعلام میکنیم که کشور اسلامی ایران بهترین کشور تاریخ است و هر کس بگوید این طور نیست خشتکش را جر می دهیم(حتی شما دوست عزیز)

در روز چهارم در عملیاتی بی سابقه با اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی توانستیم کشور اسلامی را 139 درصد اسلامی تر کنیم و الان که من دارم این انشا رو مینویسم همه ی خانم ها و حتی آقایان با چادر در مجامع عمومی و خصوصی رفت و آمد میکنند و بار دیگر ما توانستیم در برابر جهان استکبار و استکبار جهان به پیروزی برسیم

ادامه دارد…

با توجه به محبوبیت بسیار بالا(و گاهی سرسام آور) رئیس جمهور محترم بر آن شدیم که با ایشان به گفتگویی بنشینیم که در اینجا نظر شما را به آن جلب میکنیم:

سپهر: محمود پاشو داره ضبط میشه میگم پاشو آبرومونو بردی

رئیس جمهور: ول کن بابا بذار بعدا زرزر میکنم حالا حوصله ندارم

س: خواهش میکنم محمود جون.میبینید مردم؟ از بس ایشون مردمی هستن همش شکسته نفسی میکنن…به گزارش سازمان یونسکو تاکنون عتیقه(بخشید زئیس جمهور) به این خوبی از بطن جامعه و ملت برنخواسته است.خب جناب احمدی نژاد به عنوان نخستین پرسشی که برای ملت شریف ایران هم مطرح بوده و هست میخواستم بپرسم که شما مدرک دکتری خودتون رو از کجا گرفتید؟

رج: دکتری؟ مگه من دکتری دارم؟

س: ضایع بازی در نیار بابا همه فکر میکنن تو دکتری حالا یه چرندی بگو تا آبرومون بیشتر از این نرفته

رج: آهان الان یادم اومد…من بچه که بودم چون توی دهات ما دکتر نبود همه فکر میکردن دکترها موجودات فضایی هستن به همین خاطر ما بچه ها همش دکتربازی میکردیم(الان هم بازی مورد علاقه من همینه) خلاصه همه از اون موقع به من میگفتن دکتر تا زمانی که من تونستم با دعای خیر رهبری و کمک حضرت ولی عصر از دهاتمون فرار کنم و بیام بشم رئیس جمهور

س: بسه دیگه ور نزن آبرومونو بردی…خب حالا شما توی چه رشته ای دکتری دارید؟

رج: فیزیک هسته ای و فیزیک پوسته ای کیک زرد و شیر کاکائو

س: یعنی شما با این همه دکتری مدت بسیار زیادی رو توی دانشگاه گذروندید؟

رج: درسته من حدود نیم ساعت برای بازدید توی دانشگاه بودم

س:خب بگذریم راستی هاله چی شد؟

رج: من هنوز هم با ایشون ارتباط(البته شرعی) دارم و ایشون قراره به زودی باز هم در مجامع عمومی و بین المللی و بین المملی ظاهر بشن

س: ما هم امیدواریم هر چه زودتر ایشون رو دوباره ببینیم.در پایان اگر از امام زمان خر تازه ای دارید خوشحال میشیم بشنویم

رج: من در دیداری که دیشب با حضرت داشتم ایشون ملت همیشه در صحنه و شریف ایران همیشه اسلامی رو دعوت به بردباری در برابر گرسنگی و گرانی و نا امنی و بدبختی کردند زیرا این ها نشانه لطف پروردگار است که شامل حال آحاد ملت شده است و من همینجا اعلام میکنم که هر کس که پنج سال پشت سر هم به دلیل گرانی چیزی نخورد بهشت و 197135616 حوری و 89283 حوری دیگر بر او واجب میشود و مژده دیگر اینکه امام زمان 1 سال و 5 ماه و 9 روز دیگر ظهور میکند و همه جهان را اسلامی میکند و اسراییل را از روی نقشه پاک میکند و انقلاب ما بیش از پیش به همه جهان و دیگر کرات صادر میشود و پول نفت بر سر سفره همه مردم جهان و حتی حیوانات و گیاهان خواهد رفت

س: بسیار خوب برو به خوابت برس محمود جون برو

شب خوش

با توجه به اینکه نشریه پرتو مصباح یزدی نوشت: » رمز کار احمدی نژاد را فهمیدم، سیمش به یک جایی وصل است.» لطفا به سووالات زیر دقت کرده و گزینه صحیح را انتخاب کنید.

سووال اول: با توجه به جمله » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است.» فکر می کنید این سیم به کجا وصل است؟
گزینه اول: نیروگاه نکا؟
گزینه دوم: نیروگاه اتمی بوشهر؟
گزینه سوم: بیت یکی از بزرگان؟
گزینه چهارم: بیت دو نفر از بزرگان؟
گزینه پنجم: بیت دوم یکی از بزرگان؟
گزینه ششم: کمیته امداد؟
گزینه هفتم: کمیته امداد غیبی؟

سووال دوم: اگر فرض کنیم که به نوشته نشریه پرتو » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» فکر می کنید از این سیم برای چه کاری استفاده می شود؟
گزینه اول: او را شارژ می کنند.
گزینه دوم: سیم را می کشند تا متوجه شود که باید چه کند؟
گزینه سوم: برق را روشن می کنند تا بعد از اینکه برق از او پرید، متوجه اشتباهش بشود؟
گزینه چهارم: سیم را می کشند تا متوجه اصل قضیه شود؟

سووال سوم: می دانیم که » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» فکر می کنید سیم مذکور به کدام قسمت از بدن رئیس جمهور وصل است؟
گزینه اول: به مغزش وصل نیست؟
گزینه دوم: به پاهایش وصل است؟
گزینه سوم: به قلبش وصل است؟
گزینه چهارم: به یک جای دیگر وصل است که خیلی درد می گیرد؟
گزینه پنجم: هر سه پاسخ اول غلط است؟

سووال چهارم: اگر فرض کنیم که » سیم رئیس جمهور به جایی وصل باشد»، با کشیدن سیم مذکور رئیس جمهور چه واکنشی از خودش نشان می دهد؟
گزینه اول: آخ… آخ… آخرین حرف ما این است که تا آخر ایستاده ایم؟
گزینه دوم: آی… آی… آی اسرائیل! ما تو را از روی نقشه جهان محو می کنیم.
گزینه سوم: چشم…چشم… چشمان ما باز است و مواظب دشمن هستیم.
گزینه چهارم: نکن…. نکن… نکند روزی برسد که دشمنان از ما راضی باشند.

سووال پنجم: با توجه به اینکه » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» اگر سر سیم مذکور در اثر توطئه های دشمن به دست دشمنان انقلاب بیفتد، آنها از طریق این سیم احتمالا چه عملی انجام می دهند؟
گزینه اول: آن را می کشند بعد می شمارند؟
گزینه دوم: آن را به برق وصل می کنند و مواضع رئیس جمهور بکلی تغییر می کند؟
گزینه سوم: آن را قطع می کنند و رئیس جمهور استعفا می دهد؟
گزینه چهارم: با کشیدن آن به رئیس جمهور نزدیک می شوند و بعد با دیدن او فرار می کنند؟

سووال ششم: با توجه به ساعات قطع برق و اینکه » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» اگر برق قطع شود، چه اتفاقی برای رئیس جمهور خواهد افتاد؟
گزینه اول: احتمالا ممکن است حواسش پرت شود و چند جمله صحیح بگوید؟
گزینه دوم: چون رئیس جمهور از کار می افتد، برق جاهای دیگر فورا وصل می شود؟
گزینه سوم: چند ساعتی حرف نمی زند و کار نمی کند و کلی از مشکلات حل می شود؟
گزینه چهارم: از انرژی هسته ای خودش استفاده می کند؟

سووال هفتم: با توجه به اینکه » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» اصولا دلیل وصل بودن سیم به رئیس جمهور چیست؟
گزینه اول: برای روشن شدن هاله نور؟
گزینه دوم: برای استفاده ماشین حساب و دادن آمار؟
گزینه سوم: برای اینکه موضعش در جریان باشد؟
گزینه چهارم: برای اینکه در جریان باشد؟
گزینه پنحم: برای اینکه جریان در او باشد؟

سووال هشتم: با توجه به اینکه قبل از احمدی نژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی رئیس جمهور بودند، آیا سیم آن ها هم به جایی وصل بود؟
گزینه اول: هاشمی بی سیم بود؟
گزینه دوم: خاتمی اول سیم نداشت، بعد سیم پیچی شد؟
گزینه سوم: هاشمی و خاتمی اول سیم داشتند، وقتی قطع شد رئیس جمهور شدند؟
گزینه چهارم: هر سه پاسخ فوق صحیح است؟

سووال نهم: با این فرض که » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» کدام یک از گزینه های زیر درست ترین گزینه است؟
گزینه اول: وقتی صدای احمدی نژاد پخش می شه که سیماش وصل بشه؟
گزینه دوم: سیماش قاطی شد، پالیزدار رفت زندان؟
گزینه سوم: وقتی سیم قطع شد، مشائی سخنرانی کرد؟
گزینه چهارم: سیم رئیس جمهور کوتاهه، چون در فاصله دور مثلا آمریکا دموکرات می شه.

سووال دهم: با توجه به اینکه » سیم رئیس جمهور به یک جایی وصل است» و احتمالا این عمل توسط کسی صورت گرفته است، لطفا فرد مذکور را سریعا معرفی کنید؟
گزینه اول: واحد تاسیسات و سیم کشی شورای نگهبان؟
گزینه دوم: نیروگاه مرکزی شهر قم؟
گزینه سوم: واحد مهندسی بسیج سپاه پاسداران؟
گزینه چهارم: سیمای جمهوری اسلامی ایران؟

به نقل از دوم دام

این روزها گفتگو درباره کنکور و سازمان سنجش زیاد شده

حتما خبر دارید که رتبه 9 کنکور جایی پذیرفته نشده!!!

من از جانب رهبری جامعه اسلامی میگویم که آقا جان به ما چه؟مگه تا حالا شده که ما کارمونو بد انجام بدیم؟ تقصیر خودته عزیز من…آخه شدی رتبه 9 که بگی چی؟ آخه این هم شد کار؟ خب درس نخوندی رتبت بد شده…چرا جنجال به پا میکنی؟ به جای این کارها برو بشین خونه درستو بخون دیگه نشی رتبه 9 کنکور سراسری…آخه مگه ما چند میلیون دانشگاه مجهز به بالاترین سطح تکنولوژی جهانی و اسلامی از جمله نیمکت و صندلی و تخته سیاه میتونیم بسازیم؟هان؟

تو که داد و قال به را ه انداختی بگو ببینم تو که درس نمیخونی نباید با آقای کردان که اینقدر دانشمنده یه فرقی بکنیو زرتی بری دانشگاه؟

نتیجه اخلاقی:نظام مقدس جمهوری اسلامی هیچ گونه کاستی ندارد بلکه هر عیب که هست از مسلمانی ماست…برو درستو بخون جوون نبینم گرد و خاک کردی…

شب خوش

سرآغاز طنز من…

سپتامبر 15, 2008

درود بر شما دوستان گرامی

از امروز تصمیم گرفتم که هر وقت مطلب طنزی به ذهنم رسید اینجا بنویسم…امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و من رو از دیدگاه های خودتون آگاه کنید…

تا بعد…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.